سالروز ميلاد مسعود يگانه منجي عالم بشريت، حضرت مهدي (عج ) مبارك باد
 

صفحه اصلی

سال پیامبر اعظم (ص)

پیامبر در آینه قرآن و عترت

کلام بزرگان

سیره نبوی

مقالات

 پایان نامه ها

سخنان گهربار

كتاب شناسي

اخبار

پرسش و پاسخ

کتابخانه الکترونیکی

داستان

اشعار

نگارخانه

نواها

سایر پایگاهها

درباره ما

تماس با ما

 

ره آورد حكومت امامان زمان (ع)
آنچه تمام بشريت به آن چشم دوخته و در آرزوي تحقق آن به سر مي­برند ره آورد دوران ظهور و حكومت مصلح جهاني است و امتياز مهم تشيع از ديگران اين است كه ره آورد را به صورت مشخص و دقيق بيان نموده تا بشريت براي تحقق و فرارسيدن چنين دوراني بيشتر تلاش كند اين دستاوردها به صورت گسترده و دقيق در كلمات ائمه (ع)بيان شده است آنچه در اين جا مطرح است بيان امير مؤ منان در نهج البلاغه در اين زمينه است:

1- اصول گرائي :
از مهمترين ره آورد نظام دوران ظهور اين است كه به پايه و رشته ها و ساختن انسان، بيشتر توجه مي­شود و آثار بعدي نيز برهمين پايه ها استوار است.

علي (ع) در اين مي­فرمايد: « يعطف الهوي علي الهدي اذا عطفوالهدي علي الهوي و يعطف  الراي علي القرآن اذا عطفوا القرآن علي الراي» او (حضرت مهدي) خواسته­ها را  تابع هدايت مي­كند هنگامي كه مردم هدايت را تابع هوي هاي خويش قرار مي­دهند و در حالي كه ( به نام تفسير) نظريه هاي گوناگون خود را بر قرآن تحمیل مي­كنند او نظريه­ها و انديشه ها را تابع قرآن مي­سازد.

2- امام زمان و زنده كردن اسلام (قرآن و سنت):  
از مهمترين دستاوردها و آثار حكومت امام زمان زنده شدن اسلام، قرآن و سنت است. چنانكه علي (ع) فرمود: «و يحيي ميت الكتاب و السنته» (مهدي) كتاب و سنت پيامبر (ص) را (كه تا آن روز متروك مانده) زنده مي­كند و در قسمتي از خطبة 138 كه قبلاً نقل شد اين جمله آمده : «و يعطف الرأي علي القرآن» او نظريه­ها و انديشه­ها را تابع قرآن مي­سازد».

3- استقرار عدالت فراگير:
یکی ديگر از مهمترين ره آورد های حكومت حضرت مهدي (عج) كه آرزوي تمامي انسانها است؛ استقرار عدالتی جهاني و گسترده است كه در روايات متواتره نيز بعنوان مهمترين دستاورد قيام آن حضرت «الذي يملا الارض عدلا و قسطا»  ذكر شده است.

و علي (ع) هم مي­فرمايد: «فيديكم كيف عدل لسيره» او روش عادلانه (در حكومت حق ) را به شما مي­نماياند.

4- مجازات فاسدان :  
قطعاً براي برپايي حكومت عدل جلوگيري از فساد و مفسدان و تخلف متخلفان لازم و ضروري مي­نمايد لذا مولا مي­فرمايد: « و سياتي غدا بما لاتعرفون يأخذ الوالي من غيرها عُمّالها علي مساوي اَعمالها» و فردايي كه شما را از آن هيچ شناختي نيست و زمامداري، حكومت مي­كند كه غير از حاكمان امروزي است او حضرت مهدي است) كه عُمّال و كارگزاران حكومتها را بر اعمال بدشان كيفر خواهد داد.

5- آزادگي و آزادي:  
از ديگر ره آوردهای دوران ظهور و حكومت عادلانه مهدي (ع) آزادي انسان ها از بردگي و ستمگري است. بشري كه در طول تاريخ، ستم­ها و ظلم­ها، آزادي واقعي اور ا سلب كرده او را به بردگي و بندگي كشيده است در آن دوران به آزادي واقعي و مشروع و دلخواه خود خواهد رسيد.

علي(ع) در اين باره فرمود: « ... ليحل فيها بقا و دقيق رقا» .

مهدي بر سيرة صالحان رفتار مي­كند تا گره ها را بگشايد و بردگان ( ملت­هاي اسير و رنج ديده ستم و كشيده) را آزاد سازد.

6- وحدت واقعي :  
با توسعة عدالت اجتماعي در زير سايه قرآن و سنت محمدي و فراهم شدت زمينه آزادي واقعي و برچيده شدن تبعيض­ها ،خود به خود جامعه به سوي وحدت و اتحاد قدم بر خواهد داشت اميرمؤمنان كه خود براي وحدت و اتحاد جامعه اسلامي فداكاريها نمود از خلافت و حق خود گذشت؛ اهانت­هايی را که به همسرش شد ، نايده گرفت و سكوت تلخ چند ساله را تحمل نمود مي­فرمايد: «و يصرع شعباء و شعيب صري» جمعيت گمراه و ستمگر را پراكنده و حق جويان پراكنده را جمع آوري مي­كند. ( و وحدت واقعي بين آنها ايجاد مي­نمايد).

7- وفور نعمت:  
قطعاً هر زمامداري، به اسلام و قرآن عمل نمايد و عدالت را در جامعه فراگير سازد و جلوي مفسدان را بگيرد رحمت الهي نيز دست آنها را خواهد گرفت. به هر اندازه مسائل فوق مراعات شوند امدادها و رحمت الهي نيز فراگيرتر خواهد بود. اين امر در زمان عدالت گستر هستي، به اوج خود مي­رسد. لذا زمين تمام نعمت­هاي خويش را در اختيار او قرار مي­دهد. از نهج البلاغه در اين­باره مي­­خوانيم: «و تخرج له الارض افاليذ كبدها و تلقي اليه سلما مقاليدها» : زمين جگر گوشه (و ميوه­هاي و گنج­ها) خود را براي اوبيرون مي­ريزد و كليدهاي (معادن) خود را به او مي­سپارد.

و در جاي ديگر فرمود: « فكانكم قد تكاملت من الله فيكم الصنائع».

( در پرتو خاندان پيامبر و مهدي آل محمد (ص)) نعمت­هاي خدا بر شما تمام خواهد شد.

8- برآورده شدن آرزوها:
سالهاست كه بشر در آرزوي تحقق عدالت جهاني، امنيت فراگير، آزادي واقعي  و ... به سر مي­برد و هنوز كه هنوز است آرزوهاي بشر به صورت كامل و تمام به حقيقت نپيوسته و جامه ی عمل به خود نپوشيده است. تنها دوراني كه اصلي­ترين و اصولي ترين آرزوهاي بشر تحقق عيني خواهد يافت دوران ظهور مهدي موعود (عج) است چنان كه مولا علي (ع) فرمود: « واراكم ماكنتم تاملون» .

در دوران مهدي (عج) كه نشان مي دهد، آنچه را آرزو داشتيد ( به آرزوي خود خواهيد رسيد)/

اي دل مخور اندوه و غم، سرها به سامان مي رسد

با يك جهان شور و شعف، آن جان جانان مي رسد.

ويرانگر كاخ ستم با جيش ايمان مي رسد

احياگر دين خدا حامي قرآن مي رسد.

چشم انتظاران را بگو ، يوسف ز كنعان مي رسد

اي دل شب هجران ما آخر به پايان مي رسد.

حضرت مهدي در آيات قرآن
در قرآن، آيات بسيارى وجود دارد كه به شهادت روايات مستند و معتبر، درباره حضرت مهدى(عليه السلام) و قيام جهانى او نازل گرديده است.

در كتاب شريف «المحجّة فى ما نزل فى القائم الحجّة(عليه السلام)» كه توسط محدث بزرگوار، مرحوم سيد هاشم بحرانى و با بهره گيرى از دهها جلد كتب تفسير و حديث، تأليف گرديده، مجموعاً (132) آيه از آيات كريمه قرآن ذكر شده كه در ذيل هر كدام يك يا چند روايت در تبيين كيفيت ارتباط آيه با آن حضرت(عليه السلام)، نقل شده است.

در اينجا به ذكر چند روايت در اين مورد، بسنده مى كنيم:

1 ـ امام صادق (عليه السلام) در باره قول خداى عزّوجلّ: «هو الذى ارسل رسوله بالهدى و دين الحق ليظهره على الدّين كلّه و لو كره المشركون»(1) فرمود:

«به خدا سوگند! هنوز تأويل اين آيه نازل نشده است و تا زمان قيام قائم (عليه السلام) نيز نازل نخواهد شد. پس زمانى كه قائم (عليه السلام)به پا خيزد، هيچ كافر و مشركى نمى ماند مگر آنكه خروج او را ناخوشايند مى شمارد.»(2)

2 ـ امام باقر (عليه السلام) در باره آيه شريفه «و قل جاء الحق و زهق الباطل إن الباطل كان زهوقاً» (3) فرمود:

«زمانى كه قائم(عليه السلام) قيام نمايد، دولت باطل از بين خواهد رفت.»(4)

3 ـ امام صادق (عليه السلام) در بيان معناى آيه كريمه «و لقد كتبنا فى الزبور من بعدالذكر أن الأرض يرثها عبادى الصّالحون»(5) فرمود:

«تمام كتب آسمانى، ذكر خداست، و بندگان شايسته خدا كه وارثان زمين هستند، حضرت قائم(عليه السلام) و ياران او مى باشند.» (6)

4 ـ امام باقر (عليه السلام) در باره قول خداى عزّوجلّ: «الذين إن مكّنّاهم فى الأرض اقاموا الصلوة و آتوا الزكاة...»(7) فرمود:

«اين آيه درحق آل محمد(صلى الله عليه وآله وسلم) است در حق حضرت مهدى(عليه السلام)و ياران او كه خداوند شرق و غرب زمين را تحت سلطه آنان قرار مى دهد و به وسيله آنان دين را پيروز گردانده و بدعتها و باطلها را مى ميراند.»(8)

5 ـ امام سجاد(عليه السلام) زمانى كه اين آيه شريفه را قرائت نمود: «وَعَد اللّه الّذين آمنوا منكم و عملوا الصالحات ليستخلفنَّهم فى الأرض كما استخلف الذين من قبلهم و ليمكّننّ لهم دينهم الّذى ارتضى لهم و ليبدِّلنّهم من بعد خوفهم أمناً يعبدوننى و لايشركون بى شيئاً» (9) فرمود:

«به خدا سوگند! آنان شيعيان ما اهلبيت هستند، خداوند ـ آن خلافت در زمين و اقتدار بخشيدن به دين را ـ به وسيله آنان و به دست مردى از ما، كه مهدى اين امت است، تحقق خواهد داد و هم اوست كه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)در باره اش فرمود: اگر از عمر دنيا جز يك روز باقى نمانده باشد، خداوند همان روز را آنچنان طولانى خواهد كرد كه مردى از خاندان من كه همنام من است فرا برسد و زمين را آنچنان كه از ظلم و جور پر شده باشد، از عدل و داد آكنده سازد.»(10)

6 ـ امام صادق (عليه السلام) فرمود: «آيه «أمّن يجيب المظطرّ اذا دعاه و يكشف السّوء و يجعلكم خلفاء الأرض»(11) درباره قائم از آل محمد(صلى الله عليه وآله وسلم) نازل شده است. به خدا سوگند، او همان مضطرّ درمانده اى است كه چون در مقام ابراهيم دو ركعت نماز گزارد و فرج خويش از خدا بخواهد، خداوند دعايش را اجابت كند و بديها را برطرف سازد و او را در زمين خليفه قرار دهد.»(12)

پي نوشت:

ـ سوره توبه، آيه 33 اوست خدايى كه پيامبرش را با هدايت و دين حق فرو فرستاد تا آن را بر همه اديان پيروز گرداند اگرچه ناخوشايند كافران باشد.

2ـ كمال الدين و تمام النعمة، شيخ صدوق ، ج 2 ،ص 670.

3 ـ سوره اسراء، آيه 81 ، بگو حق آمد و باطل از بين رفت، همانا باطل نابود شدنى است.

4 ـ الروضة ، ص 287.

5ـ سوره انبياء ، آيه 105،به راستى بعد از ذكر، در زبور نوشتيم كه بندگان صالح من وارثان زمين خواهند بود.

6ـ تفسير على بن ابراهيم، ج 2، ص 77.

7- سوره حج، آيه 41، كسانى كه اگر آنان را در زمين قدرت بخشيم نماز به پا مى دارند و زكات مى دهند.

8ـ تأويل الآيات الظاهرة ، كتاب خطى.

9 ـ سوره نور، آيه 55 ،خدا به مؤمنان و شايستگان شما وعده داده كه آنان را در زمين همچون پيشينيان خلافت بخشد و دين مورد رضايت خود را براى آنان تمكين و اقتدار دهد و ترس آنان را به امنيّت تبديل كند تا مرا بپرستند و شرك نورزند.

10 ـ تفسير عياشى، ج 3، ص 136.

11 ـ سوره نمل، آيه 62 ، جز خدا كيست كه دعاى درمانده واقعى را اجابت كند و بلاء را رفع نمايد و شما را خلفاى زمين قرار دهد؟

12 ـ تفسير قمى ـ ج 2 ص 129.

امام زمان (عج) در دعاي امام رضا عليه السلام

اللهُمَ اَصلِح عَبدَكَ وَ خَليفَتَكَ بِما اَصلَحتَ بِه اَنبِيائكَ وَ رُسُلَكَ وَ حُفَّهُ بِمَلائِكَتِكَ وَ اَيِّدهُ بِرُوحِ القُدُسِ مِن عِندِكَ وَ اَسلُكهُ مِن بَينِ يَدَيهِ وَ مِن خَلفِه رَصَداً يَحفَظُونَهُ مِن كُلِّ سُوءٍ وَ اَبدِلهَُ مِن بَعدِ خَوفِهِ اَمناً يَعبُدُكَ لا يُشرِكُ بِكَ شَيئاً وَلا تَجعَل لأَحَدٍ مِن خَلقِكَ عَلي وَلِيِّكَ سُلطاناً وَ اَئذَن لَهُ في جِهادِ عَدُوِّكَ وَ عَدُوِّه وَاجعَلني مِن اَنصارِه اِنَّكَ عَلي كُلِّ شَيئٍ قَديرٌ.

بارالها، كار ظهور بنده شايسته و خليفه راستينت (امام مهدي) را اصلاح فرما همانگونه كه كارپيامبران و فرستادگانت را اصلاح نمودي و از فرشتگانت نگاهباناني بر او بگمار و از سوي خويش با" روح القدس" او را ياري و پشتيباني فرما و ديده باناني از پيش رو و پشت سر همراه وي گردان تا از هر بدي نگاهش دارند و ترس و هراس او را به امن و امان دگرگون ساز كه او ترا مي پرستد هيچ چيز را همتا و همانند تو نمي داند پس براي هيچيك از آفريدگانت برتري و چيرگي نسبت به " ولي" خودت قرار مده و او را در جهاد با دشمنت و دشمنش اجازت فرما و مرا از ياران او بشمار آور كه همانا تو بر هر كاري توانائي.

حضرت مهدى (عليه السلام) در احاديث قدسى

1 ـ خداوند فرمود: «اى پيامبر! به وسيله تو و پيشوايان از نسل تو بر بندگان خويش رحمت مى آورم، و به وسيله قائم از بين شما، زمين خود را با تسبيح و تقديس و تهليل و تكبير و بزرگداشت مقام الوهيّت، آباد مى سازم.

و به وجود او زمين را از دشمنانم پاك مى كنم و آن را ميراث اولياى خويش قرار مى دهم، و به وسيله او كلمه توحيد را تعالى بخشيده، كلمه كافران را به سقوط مى كشانم، و به دست او و با علم خود سرزمين ها و دل بندگانم را حياتى تازه مى بخشم و گنج ها و ذخيره هاى پنهان را به مشيت خود برايش آشكار مى سازم.

و با اراده خود او را بر نهانى ها و مكنونات قلبى ديگران آگاه مى گردانم و با فرشتگان خود او را يارى مى رسانم تا در اجراى فرمان من و تبليغ دين من مددكار او باشند. او به حقيقت ولىّ من است و به راستى هدايتگر بندگان من مى باشد.»(1)

2 ـ امام باقر(عليه السلام) در وجه نامگذارى حضرت «مهدى (عليه السلام)» به «قائم آل محمد(صلى الله عليه وآله وسلم)» حديثى قدسى روايت فرمود: «زمانى كه جدم حسين كه صلوات خدا بر او باد به شهادت رسيد، فرشتگان با گريه و زارى به درگاه خداوند عز و جلّ ناليدند و گفتند: پروردگارا! آيا از آنان كه برگزيده و فرزند برگزيده تو را، و امام انتخاب شده از بين خلق را كشتند، در مى گذرى؟!

خداوند به آنان وحى فرمود كه: «فرشتگان من آرام گيريد. سوگند به عزّت و جلالم كه از آنان انتقام مى گيرم اگرچه بعد از گذشت زمانى طولانى باشد.» سپس فرزندان از نسل حسين (عليه السلام) را كه پس از او به امامت مى رسند به ملائكه نشان داد و آنان شاد شدند.

در بين اين پيشوايان، يك نفرشان به نماز ايستاده بود «فإذا احدهم قائم يصلّى فقال اللّه عزّوجلّ: بذلك القائم أنتقم منهم.» خداوند عزّوجلّ فرمود: به وسيله آن «قائم» از دشمنان و قاتلان حسين(عليه السلام)انتقام مى گيرم.»(2)

پي نوشت:
1- بحارالانوار ج 51 ص 66.
2 ـ مدرك پيش صفحه 29.

اماكن منسوب به امام زمان(عج)
اماكنى فراوان به قدوم مبارك امام زمان(عج) زينت يافته اند كه هر كدامشان امروزه به صورت نمادهاى انتظار تبلور نموده اند و به شيعيان منتظر تأكيد شده است كه در آن مكان ها حضور يابند و از غيبت طولانى و وضعيّت آشفته جهان با حضرت درد دل كنند و از خداوند تعجيل فرج حضرت را بخواهند اينك برخى آنها به صورت اختصار بيان مى شود:

1) مسجد مقدس جمكران: مسجد جمكران در 6 كيلومترى شهر مقدس قم به طرف جادّه ى كاشان واقع شده است اين مكان با عظمت، تحت توجّهات و عنايات خاصّه حضرت قرار دارد و خود آن حضرت از شيعيانش خواسته اند كه به اين مكان روى آورند و آن را عزيز بدارند. حضرت به حسن بن مُثله خطاب فرمود:
«به مردم بگو به اين موضع (مسجد مقدس جمكران) رغبت كنند و آن را عزيز دارند...»
آنگاه نماز تحيّت مسجد و نماز امام زمان(عج) را تعليم داده سپس فرمودند:
«هركس اين دو نماز را بخواند همانند اين است كه در خانه كعبه نمازگزارده باشد».[1]
از دير زمانى است كه منتظران عاشق و دل باخته، از سراسر ايران اسلامى و جهان اسلام در شب هاى چهارشنبه هر هفته، با چشمان اشك بار و قلب هاى مالامال از محبّت اهل بيت(عليه السلام) در مسجد مقدّس جمكران، مشرف مى شوند و اعمال مسجد و نماز امام زمان(عج) را بجا مى آورند و دست به دعا بر مى دارند و از طولانى شدن دوران غيبت، مظلوميّت شيعيان و وضعيّت آشفته ى جهان با حضرت درد دل مى كنند و براى حل مشكلات جوامع اسلامى و شفاى مرض ها به حضرت متوسّل مى شوند و تعجيل فرج حضرت را مصرّانه از خداوند مى خواهند.

2) مسجد كوفه: مسجد كوفه، از مكانهاى مقدس و بارزترين نماد انتظار است. اين مسجد مقدس در هنگامه ى ظهور، پايگاه تبليغاتى امام زمان(عج) قرار مى گيرد. روزگارى شيفتگان خاندان عصمت در مسجد اعظم كوفه پيرو آن منبر مولاى متقيان(عليه السلام) گرد مى آمدند و از بيانات گهربارش كسب نور مى كردند. در هنگامه ى ظهور نيز پيرامون منبر آخرين امام نور، گرد مى آيند و از سخنان گهربارش فيض مى برند. امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد:
«گويى به سوى قائم(عج) مى نگرم كه بر فراز مسجد كوفه قرار گرفت، تعداد 313 تن يارانش در اطراف او حلقه زده اند كه پرچم داران، و فرمان روايان خداوند بر فراز گيتى در ميان بندگان خدايند».[2]
امام باقر(عليه السلام) نيز در همين رابطه مى فرمايد:
«مهدى(عج) وارد كوفه مى شود سه گروه درگير در يك صف براى او گرد مى آيند او بر فراز منبر مى رود خطبه مى خواند و مردم آن قدر أشك شوق مى ريزند كه متوجّه سخنان او نمى شوند».[3]
فضيلت عبادت در مسجد كوفه: از حضرت ابى جعفر(عليه السلام) در مورد فضايل مسجد كوفه نقل شده كه:
«اگر مردم به فضيلتى كه در مسجد كوفه است واقف بودند از راه دور توشه برداشته و بر مركب سوار شده و به آنجا مى رفتند و سپس فرمودند: يك فريضه در آن بجا آوردن مساوى با يك حج بوده و يك نافله در آن خواندن معادل با يك عمره مى باشد».[4]
نيز آن حضرت فرمودند:
«يك نماز واجب در مسجد كوفه معادل با يك حج مقبول بوده و يك نماز مستحبى در آن برابر با يك عمره قبول شده مى باشد».[5]
شيوه صالحين از علماء و شيعيان منتظر بر اين استوار است كه تشرّف به ديدار حضرت قائم(عج) را از ديرباز درخواست مى كرده اند به طورى كه بعضى از آنان چهل شب جمعه از مسجد كوفه به مسجد سهله رفته و يا چهل شب چهارشنبه در مسجد سهله بيتوته كرده و تضرّع و زارى و عبادت مى نمودند تا به اين فيض عظيم نايل شوند[6] و با حضرت قائم(عج) درد دل نمايد و پايان غيبت او را از خدا بخواهند.

3) مسجد سهله: مسجد سهله، مهمترين مسجد پس از مسجد كوفه است كه در حدود سه كيلومترى شمال غربى مسجد كوفه(در كشور عراق) قرار دارد. و از نمادهاى انتظار به شمار مى آيد. منتظران ظهور حضرت، در مسجد سهله كه خانه امام قائم(عج) است حضور مى يابند و از خداوند تعجيل ظهور حضرت را مى طلبند.
در مسجد سهله بُقعه اى معروف به مقام مهدى(عج) وجود دارد و زيارت آن حضرت در آن محل شريف براى منتظران مناسب است و از بعضى كتب مزاريه نقل شده كه شايسته است حضرت ولى عصر(عج) را در اين محل در حاليكه ايستاده باشند با اين استغاثه زيارت كنند: «سلام الله الكامل التام الشّامل العام و...».[7]
امام صادق(عليه السلام) فرمود:
«گويا حضرت قائم را در مسجد سهله همراه خانواده خود مى بينيم».
سپس فرمود:
«هيچ پيامبرى مبعوث نشد مگر اينكه در اين مسجد نماز خواند».
يكى از ياران حضرت به نام ابوبصير عرض كرد:
«آيا امام قائم(عج) همواره در اين مسجد خواهد بود؟ فرمود: «آرى مسجد سهله خانه امام قائم(عج) است».[8]

4 - مسجد صعصعه: مسجد صعصعه، از مساجد شريف كوفه است; جماعتى از منتظران حضرت قائم(عج) را در ماه رجب در آن مسجد مبارك مشاهده كرده اند كه دو ركعت نماز بجا آورده و اين دعا را خوانده است:
«اللهم يا ذالمن السابغة والالاء الوازعة...» ظاهر عمل آن است كه اين دعاء مخصوص اين مسجد شريف و از اعمال آن است، نظير دعاهاى مسجد سهله و... و ليكن چون در ماه رجب بوده كه آن حضرت اين دعا را خوانده اند، احتمال داده شده كه شايد اين دعا از دعاهاى ايام رجب باشد و لذا در كتب علما در اعمال ماه رجب نيز ذكر شده است.[9]
در مسجد صعصعه نيز منتظران دل باخته حضور مى يابند دست به دعا و نيايش بر مى دارند و در فراق امام غايب شان اشك مى ريزند و از خداوند تعجيل ظهور حضرت را مى خواهند.

5- وادي السلام: يكي از بزرگترين قبرستان ها در جهان اسلام، قبرستان وادي السلام در نجف اشرف مي باشد. اين گورستان علاوه بر وسعت از لحاظ قدمت نيز كهن ترين گورستان جهان مي باشد. وجود مقام هود و صالح و تصريح معصومان بر دفن آن دو بزرگوار در اين مكان، از قدمت بسيار زياد اين مكان حكايت مي كند.[10]
دفن آدم ابوالبشر و نوح پيامبر در نجف اشرف و در داخل ضريح اميرمؤمنان ـ عليه السلام ـ دليل روشني است بر اين كه قديمي ترين مقبره بر فراز كرة خاكي در همين منطقه است.[11]
وادي السلام در دوران عهد حضرت امير ـ عليه السلام ـ بارها و ساعتها راز و نياز حضرت علي ـ عليه السلام ـ را به خود ديده است و اين مطلب در احاديث فراواني بيان شده است[12] .
امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: هيچ مؤمني در شرق يا غرب دنيا نمي ميرد، جز اين كه روحش را خداوند متعال به سوي وادي السلام گسيل مي دارد.[13]
راوي پرسيد وادي السلام كجاست؟ فرمود: در ميان صحراي كوفه و نجف مي باشد، گويي با چشم خود مي بينم كه مخلوقات بسياري بر فراز منبرهايي از نور نشسته با يكديگر سخن مي گويند.
از ويژگيهاي وادي السلام اين است كه هر كس در آن جا دفن شود عذاب قبر و سؤال نكير و منكر از او برداشته مي شود زيرا تربت اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ چنين خاصيتي را دارد[14] و به همين علت بسياري از بزرگان وصيت مي كردند كه جنازه شان را به نجف اشرف منتقل كنند و در جوار حرم ملكوتي حضرت علي ـ عليه السلام ـ در بهشت روي زمين (وادي السلام) به خاك بسپارند.

6- مقام صاحب الزمان در وادي السلام: محدث نوري در مورد تاريخچه مقام حضرت مهدي (عج) مي نويسد: در بيرون شهر نجف در سمت غربي قبرستان معروف وادي السلام مقام مقدس حضرت مهدي (عج) واقع است كه از براي آن، صحن، گنبد، مقام و بارگاهي است و در آنجا محرابي است منتسب به حضرت مهدي (عج) كه علت اين انتساب معلوم نيست، نمي دانيم كه آيا در آن جا كسي آن سرور (امام) را ديده است، يا كرامتي از آن حضرت در آن مكان مقدس ظاهر گشته؟ جز آن كه اين مقام شريف از قديم الايام وجود داشته است.[15]
مرحوم محمدتقي مجلسي (ره) در كتاب (لوامع صاحب قراني) كه در سال 1066 هجري قمري نوشته است سفر به عتبات عاليات را به طور مشروح آورده و در ضمن آن فرموده: 28 سال پيش از اين به زيارت امام علي ـ عليه السلام ـ مشرف شدم ... اكثر ايام در مقام حضرت صاحب الامر ـ عليه السلام ـ مي بودم كه در خارج نجف اشرف واقع است ... شب ها پروانه وار بر دور روضة مقدسه مي گشتم ... روزها در مقام حضرت صاحب الامر ...[16]
در كتاب لؤلؤ الصدف في تاريخ النجف تأليف سيد عبدالله مشهور به ثقه الاسلام، كه در تاريخ 1322 هجري قمري تأليف شده[17] آمده است كه در مقام حضرت مهدي (عج) سنگ مرمري هست كه زيارتنامة آن حضرت بر آن حك شده است و تاريخ كنده كاري آن 912 هجري مي باشد.
از اين نوشته ها نتيجه مي گيريم كه اين مقام در طول قرون و اعصار به عنوان مقام حضرت مهدي (عج) اشتهار داشته و همه روزه پذيراي خيل عاشقان حضرت بوده است. و كرامات و معجزات بي شماري از آن بزرگوار در اين مقام مشاهده شده، بيماران صعب العلاجي با نفس مسيحايي اش شفا يافته است.
داستان سرداب
امام مهدي (عج) در كجا و چگونه غايب شد؟ آيا در سرداب منزل پدرش غايب شد و هنوز نيز در آنجاست؟ در اين باره به شيعه تهمت هايي زده اند؛ مي گويند شيعه معتقد است مأموران خليفه عباسي به منزل حضرت در سامرا هجوم آوردند تا او را دستگير كنند و آن حضرت در آن هنگام در (سرداب) از ديده ها پنهان شد اين داستان چنان شهرت يافته كه وي را (صاحب سرداب) لقب داده اند.

در حالي كه در منابع شيعي هيچ نامي از (سرداب) نيست. نويسندگان اهل سنت بر اين نظر اصرار مي ورزند و متأسفانه اين سخن دستاويزي براي حمله برخي از آنان به تشيع گرديده است.[18] آنان پنداشته اند كه شيعيان در ميان سرداب امام خود را مي جويند و ظهورش را از آن نقطه انتظار مي كشند.
واقع قضيه اين است كه امام مهدي (عج) از هنگام ولادت در اختفا به سر مي برد و بعد از نماز گزاردن به پيكر پاك پدر و دفن آن حضرت وارد منزل شد و ديگر كسي آن حضرت را در اجتماع و در جمع مردم نديد.[19]
خانه اي كه از آن سخن گفته مي شود، دو قسمت داشت، يك قسمت براي مردان و قسمت ديگر براي خانم ها و يك سرداب هم زير اتاقها قرار داشت كه در ايام گرما اهل خانه در آن سرداب زندگي مي كردند.
شيعه اين خانه و سرداب را محترم مي دارد؛ زيرا برخي از امامانشان در اين خانه زندگي مي كردند و امام هادي و امام عسكري و نيز امام مهدي (عج) در همين خانه، خداوند سبحان را عبادت مي كردند. اين يك امر عقلاني و طبيعي است كه به جهت علاقه اي كه به پيشواي ديني خود دارند متعلقات او را هم محترم بشمارند و خلاصه سخن غيبت حضرت در سرداب بهتاني بيش نيست و هيچ يك از بزرگان شيعه چنين باوري ندارند.[20]
 

پي نوشتها:
[1] . ميرزا حسين طبرسى نورى، نجم الثاقب، چاپ اسلاميه، ص 212.
[2] . محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، (بيروت، مؤسسة الوفاء) ج 52، ص 326.
[3] . ابى الحسن على بن عيسى بن ابى الفتح الاربيلى، كشف الغمه، قم، مكتبة بنى هاشم، المطبعة العلمية، ج 2، ص 463.
[4] . جعفر بن محمد بن قولويه، كامل الزيارات، مترجم جواد ذهنى تهرانى، ناشر، گنجينه ذهن، چاپ اول 1381، ص 703.
[5] . همان، ص 74، ح 5.
[6] . شيخ عباس قمى، مفاتيح الجنان.
[7] . همان.
[8] . علامه مجلسى، بحار الانوار، پيشين، ج 4، ص 436.
[9] . شيخ عباس قمى، مفاتيح الجنان- حسين كريمى بيدگلى، فرهنگ موعود. قم، انتشارات حر، ص 222.
[10] . تهذيب الاحكام، ج 6، ص 34.
[11] . همان.
[12] . كليني، كافي، ج 3، ص 243.
[13] . ارشاد القلوب، ج 2، ص 441. بحارالانوار، ج 100، ص 234.
[14] . ارشاد القلوب، ج 2، ص 439، بحارالانوار، ج 100، ص 233.
[15] . محدث نوري، كشف الاستار، ص 206؛ رخسار پنهان، ص 368.
[16] . محمدتقي مجلسي، لوامع صاحب قرآني، ج 8، ص 817.
[17] . الذريعه، ج 18، ص 383. 
[18] . منتخب الاثر، صافي گلپايگاني، ص 372.
[19] . باقر شريف قريشي، حياة امام المهدي، ص 115 - 120.
[20] . درسنامه تاريخ عصر غيبت، مؤلفان، آقائي، جباري، عاشوري، حكيم، چاپ شريعت، نشر دفتر تحقيقات و تدوين كتب درسي، ص 177.

اوصاف ياران مهدي موعود(عج)
رواياتي كه اوصاف ياران حضرت مهدي(عج) را از نظر ايمان و اطاعت و شجاعت برمي شمرند بسيارند كه به نمونه هائي از آنها اشاره مي كنيم:

1. اخرج القندوزي في الينابيع عن ابي بصير، قال: قال جعفرالصادق رضي الله عنه: ما كان قول لوط عليه السلام لقومه: " لو ان لي بكم قوة او آوي الي ركن شديد"(1) الا تمنيا لقوة القائم المهدي و شدة اصحابه. و هم الركن الشديد، فان الرجل منهم يعطي قوة اربعين رجلا، و ان قلب رجل منهم اشد من زبر الحديد. لومروا بالجبال لتدكدكت، لايكفون سيوفهم حتي يرضي الله عزوجل.

قندوزي در كتاب ينابيع الموده(2) از ابي بصير نقل مي كند كه امام صادق(ع) فرمودند:

گفتار حضرت لوط عليه السلام  درباره قومش كه فرمود:" اي كاش مرا قوتي و يا پناهگاهي امن و استوار مي بود كه از شر شما محفوظ مي ماندم" آرزويي است بر قدرت قائم ما " مهدي(ع)" و استواري يارانش كه همان اركان محكم مي باشند. هر كدام از مردان و ياران مهدي(ع) داراي قدرت چهل مرد هستند،  دلهاي آنها از پاره هاي فولاد محكم تر است، اگر بر كوهها بگذرند كوهها در هم فرو ريزند، دست از شمشيرهاي خود( در پيكار با دشمنان دين) بازنمي گيرند تا آنكه خداي تعالي راضي شود.

2. قندوزي در حديث ديگري از ابي نعيم نقل مي كند كه امام باقر(ع) فرمودند:

ان الله يلقي في قلوب محبينا و اتباعنا الرعب فاذا قام قائمنا المهدي عليه السلام، كان الرجل من محبينا اجرا من سيف و امضي من سنان.(3)

خداوي متعال در قلوب دوستان و پيروان ما بيم و هراس ( نسبت به دشمنان و كافران) مي افكند. پس هنگامي كه قائم ما مهدي(ع) بپا خيزد هر يك از آنان بي پرواتر از شمشير و برنده تر از نيزه خواهد بود.

3. سيطوطي در كتاب " الحاوي" از " نعيم ابن حماد" نقل مي كند كه امام باقر(ع) فرمودند:

يظهر المهدي بمكة عند العشاء الي ان قال: فيظهر في ثلاث مائة و ثلاثة عشر رجلا عدد اهل بدر علي غير ميعاد قزعا كقزع الخريف، رهبان بالليل اسد بالنهار، الي ان يقول: فيلقي الله محبته في صدور الناس، فيصير مع قوم اسد بالنهار و رهبان بالليل.(4)

مهدي (ع) به هنگام نمازعشاء  در مكه  و در ميان سيصد و سيزده نفر از مرداني كه به عدد اصحاب بدر هستند ظهور خواهد نمود. اينان كه بدون قرار قبلي همچون ابرهاي پائيزي( از گوشه و كنار آسمان و به سرعت) جمع مي شوند، پارسايان شب و شيران روزند.

پس خداوند محبت مهدي(ع) را در قلب هاي مردم قرار مي دهد و او با چنين ياراني پيش مي رود.

4. حسن بن سفيان و ابن نعيم از " ثوبان" نقل مي كنند كه رسول خدا (ص) فرمودند:

تجلي الرايات السود من قبل المشرق كان قلوبهم زبرالحديد.(5)

( در زمان ظهور حضرت مهدي) پرچم هاي سياهي از جانب مشرق نمايان خواهد شد كه برگرد آنها افرادي هستند با دلهايي همچون پاره هاي آهن سخت و محكم.

5. نعماني به سند خود از ابان بن تغلب نقل مي كند كه امام صادق(ع) در حديثي از امام مهدي(عج) سخن گفته اند و با اشاره به پرچم آن حضرت مي فرمايند:

فاذا هزها لم يبق مومن الا صار قلبه اشد من زبرالحديد و اعطي قوة اربعين رجلا.(6)

هنگامي كه پرچم مهدي(ع) به اهتزاز درآيد مومني نخواهد بود مگر آنكه قلبش از پاره هاي فولاد محكمتر شود و نيروي چهل مرد به وي عطا گردد.

6. شيخ طبرسي در" كمال الدين"( نسخه مخطوط) و راوندي در" خرايج"(7) از " ابي جارود" نقل مي كنند كه امام باقر(ع) از پدرشان به نقل از جد بزرگوار خود روايت مي كنند:

قال اميرالمومنين(ع) علي المنبر: يخرج رجل من ولدي في آخرالزمان... الي ان قال: فاذا هز رايته امناء لها ما بين المشرق و المغرب و وضع يده علي رووس العباد، فلا يبقي مومن الا صار قلبه اشد من زبر الحديد و اعطاه الله عزوجل قوة اربعين رجلا.

اميرمومنان حضرت علي(ع) بر منبر فرمودند: در آخرالزمان مردي از فرزندان من به پا خواهد خاست...( تا اين كه مي گويند) هنگامي كه پرچم او به اهتزاز درآيد شرق و غرب را دربرمي گيرد، و او دستان پر بركتش را بر سر بندگان خدا قرار مي دهد. در اين هنگام مومني باقي نخواهد ماند مگر آنكه قلبش از پاره هاي فولاد محكمتر شود و خداوند عزوجل نيروي چهل نفر را به او بدهد.

7. سيد بن طاووس در كتاب " الملاحم و الفتن" (ص52، چاپ نجف) از " ابن رزين غافقي" نقل مي كند كه مي گفت از حضرت علي(ع) شنيدم: و رجال كأن قلوبهم زبرالحديد، لا يشوبها شك في ذات الله اشد من الجمر، لو حملوا علي الجبال لأزالوها لا يقصدون براية بلدة الا اخربوها. كان علي خيولهم العقبان يتمسحون بسرج الامام عليه السلام، يطلبون بذلك البركه. و يحفون به يقونه بانفسهم في الحروب و يكفونه ما يريد.

فيهم رجال لا ينامون الليل، لهم دوي في صلاتهم كدوي النحل يبيتون قياما علي اطرافهم و يصبحون علي خيولهم، رهبان بالليل، ليوث بالنهار. هم اطوع له من الامه لسيدها كالمصابيح كان قلوبهم القناديل و هم من خشية الله مشفقون يدعون بالشهادة و يتمنون ان يقتلوا في سبيل الله شعارهم يالثارات الحسين(ع) اذا ساروا سار الرعب امامهم مسيرة شهر يمشون الي المولي ارسالا. بهم ينصرالله امام الحق.

ياران مهدي، مرداني هستند فولاد دل كه همه وجودشان يقين به خداست، مرداني سخت تر از صخره ها كه اگر به كوهها روي آرند، آنها را از جاي بركنند. درفش پيروزمند آنان به هر شهر و پايتختي روي نهد، آنجا را به سقوط وادار سازد، گوئي آن مردان عقابان تيز چنگند كه بر مركبها سوار شده اند. اين شيرمردان پيروز و عقابان تيزچنگ، براي تبرك و فرخندگي، دست خويش به زين اسب امام مي كشند و بدين سان تبرك مي جويند. آنان او را در ميان مي گيرند و جان خويش را در جنگها پناه او مي سازند، و هرچه را اشاره كند، با جان و دل، انجام مي دهند. برخي از آنان شب هنگام نخوابند و زمزمه قرآن و مناجاتشان همچون صداي زنبوران عسل فضا را آكنده سازد، تا بامداد به عبادت خداي بايستند و بامدادان سوار بر مركب ها شوند.

آنانند راهبان شب و شيران روز و گوش به فرمان امام خويش. ايشان چون مشعل هاي فروزانند كه دلهاي استوارشان بسان قنديل هاي نور در سينه هايشان آويخته است.

اين مردان، تنها از خدا مي ترسند، فرياد" لا اله الا الله" و" الله اكبر" آنان بلند است، همواره شهادت و كشته شدن در راه خدا را آرزو مي كنند و شعار آنان" يالثارات الحسين" ( بيائيد به طلب خود حسين و ياران حسين) است. به هر سو روي آورند، ترس و بيم از هيبت آنان، پيشاپيش در دل مردمان افتد: ( و تاب مقاومت از همه گرفته شود) اين خداجويان، سبكبال به سوي خداوند خويش روي مي آورند و خدا به دست آنان امام حق را ياري مي فرمايد.

همچنين در روايات متعدد ديگري، اوصاف اصحاب مهدي(ع) آمده مانند آنچه در كتاب صحيح مسلم ذكر شده است:

خير فوارس علي ظهرالارض يومئذ.

آنان بهترين دليران روي زمين هستند.

او من خير فوارس علي ظهرالارض في يومئذ.

يا از بهترين جنگاوران هستند كه بر روي زمين تا به امروز بوده اند.

رجال عرفواالله حق معرفته.

مرداني هستند كه خدا را آنگونه كه بايد شناخته اند.

اصحاب الالويه.

آنها پرچمداران( حضرت مهدي"عج") هستند.

الفقهاء و القضاة و الحكام.

آنان فقيهان و قاضيان و فرمانروايان هستند.

 پي نوشت ها:

1. سوره هود/ آيه 80.

2. ينابيع المودة، صص 9-5، چاپ نجف.

3. ينابيع المودة، ص 538، چاپ نجف.

4. الحاوي، ج2، صص 144 و 145.

5. همان، ص 133.

6. غيبت نعماني، ص 167.

7. الخرايج و الجرايح، ص195.

بررسي معجزات امام زمان(ع)
قبل از بيان مطلب، لازم است كه اشاره اى هر چند مختصر، به معنا و تعريف معجزه داشته باشيم.
محقّق خويى، در تعريف معجزه مى نويسد:
معجزه، در اصطلاح، اين است كه مدعى منصبى از مناصب الهى، براى اثبات صحت ادعايش، كارى را انجام دهد كه خارق قوانين طبيعى است و ديگران از انجام دادن آن عاجزند.[1]
چون خداوند، بعد از خاتم انبيا حضرت محمد(صلى الله عليه وآله) امامان معصوم(عليهم السلام)را مجريان شريعت و جانشينان طريقت آن حضرت و حجّت خويش در روى زمين قرار داده تا راه هدايت را بر مردم هموار كنند و از آن جا كه همواره در طول تاريخ، مدعيان دروغين نبوّت و امامت، واقعيّت را بر مردم مشتبه مى كردند و مردم را به گمراهى و ضلالت مى كشاندند، لازم است كه راهى براى شناخت امام و حجّت، قرار داده شود. اين راه و علامت، همان است كه در اصطلاح متكلمان، «معجزه» خوانده مى شود و در اصطلاح قرآن، «بيّنه» و «آيه» ناميده مى شود. خداوند مى فرمايد:
(لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمِيزانَ لِيَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ...);[2] ما، رسولان خود را با دلائل روشن (معجزه) فرستاديم و با آنان، كتاب و ميزان نازل كرديم تا مردم قيام به عدالت كنند.
در روايتى از امام صادق(عليه السلام) درباره ى علت اعطاى معجزه از سوى خداوند، سوال شد. حضرت، در جواب فرمودند: «معجزه، علامتى است از طرف خداوند كه آن را فقط به انبيا و رسل و امامان اعطا مى كند تا صدق آنان از دورغ دروغگو شناخته شود.».[3]
حال، با توجّه به اين كه جميع مسلمانان، به جواز كرامت اولياى خدا عقيده دارند ـ چنان كه تفتازانى مى گويد: «جمهور مسلمانان، به جواز كرامت اولياى خدا معتقد هستند[4] » ـ پس انجام دادن معجزات و كرامات از سوى امامان معصوم(عليه السلام) ـ و از جمله امام زمان (عج) ـ كه حجت هاى خداوند بر روى زمين و وارثان زمين هستند، امر عجيبى نيست. با مراجعه به كتاب هاى تاريخى و روايى و ورق زدن صفحات آن، مشاهده مى كنيم كه معجزات و كرامات فراوانى از سوى آنان به وقوع پيوسته است.
بعد از اين مقدمه بايد گفت، معجزات آن حضرت، دو دسته است:

الف) معجزاتى كه آن حضرت در دوران تولّد و كودكى و غيبت، انجام داده اند.

1- تولّد بدون ظاهر شدن آثار حمل
از امام حسن عسكرى(عليه السلام) نقل شده كه به حكيمه (دختر امام جواد(عليه السلام)) فرمود: «امشب، به خانه ى ما بيا; زيرا، امر مهمّى رخ خواهد داد.». حكيمه پرسيد: «چه اتفاقى؟». امام(عليه السلام)فرمود: «قائم آل محمد امشب به دنيا خواهد آمد.». حكيمه پرسيد: «از چه كسى؟». امام(عليه السلام)فرمود: «از نرجس.».
حكيمه مى گويد: «به نزد نرجس رفتم و به او، فرزند بزرگوارى را بشارت دادم، در حالى كه هيچ اثر حملى در او مشاهده نكردم.».[5]
چنين معجزه اى، در مورد حضرت موسى(عليه السلام) هم بيان شده است. در مادر او، يوكابد، هيچ آثار حملى ظاهر نبود[6] و تا روزى كه موسى(عليه السلام) به دنيا آمد، كسى نفهميد كه او حامله است.

2- قرآن خواندن در بدو تولّد
هنگامى كه امام مهدى (عج) از مادر تولّد شد، ايشان را به امام حسن عسكرى(عليه السلام) دادند. آن حضرت، وى را در آغوش گرفت و فرمود: «قران بخوان.». امام مهدى (عج) شروع به قرآن خواندن كرد.[7]

3- شفاى مريض لاعلاج
محمّد بن يوسف نقل مى كند، به مرضى دچار شدم كه پزشكان از علاج آن نااميد شدند. نامه اى به حضرت امام مهدى (عج) نوشتم و از آن حضرت، طلب شفا كردم. ايشان در جواب نوشتند: «ألبسك الله العافيه; خداوند، بر تو لباس عافيّت بپوشاند.». مدّتى نگذشت كه شفا پيدا كردم و وقتى پزشكان از اين ماجرا مطلع شدند، گفتند: «اين شفا و عافيت، به يقين، از جانب خداوند بوده است.».[8]

4- طلا شدن سنگريزه
يكى از اهالى مدائن مى گويد: به همراه رفيقم، به حج مى رفتيم. در نزديكى موقف، فقيرى به سوى ما آمد. ما به او جواب ردّ داديم. سپس به سوى جوانى خوش سيما كه ردايى پوشيده بود رفت. او، سنگى از روى زمين برداشت و به فقير داد. شخص فقير، مدّت زيادى در حق او دعا مى كرد. در اين هنگام، آن جوان غائب شد. ما به نزد مرد فقير رفتيم و گفتيم: «واى بر تو! آيا براى گرفتن يك سنگ، اين قدر دعا مى كنى؟» كه ناگهان در دست او سنگى از طلا ديديم كه در حدود بيست مثقال مى شد. وقتى در مورد آن جوان از اهل مكّه و مدينه سوال كرديم، گفتند: «چنين شخصى از علويان است و هر سال با پاى پياده به حج مى آيد.».[9]

5- خبر دادن از غيب
از پسر مهزيار نقل شده كه در سفرى با كشتى همراه پدرم بودم و مال زيادى به همراه او بود. پدرم، دچار بيمارى سختى شد و گفت: «من، در حال مردن هستم.». و در مورد آن اموال، وصيت كرد كه آن ها را به امام زمان (عج) بدهم. از اين وصيّت تعجّب كردم، ولى مطمئن بودم كه پدرم بيهوده سخن نمى گويد. با خود گفتم: «اگر امر برايم روشن شد، مانند دوران امام حسن عسكرى(عليه السلام) به وصيّت عمل مى كنم والّا آن را صدقه مى دهم.».
مدّتى در عراق بودم تا اين كه فرستاده اى از جانب امام زمان (عج) آمد و مشخصّات مال و محلّ مخفى كردن آن را گفت و حتّى بعضى از مشخّصاتى را كه خودم هم نمى دانستم، بيان كرد و من هم مال را به او دادم.[10]

ب) معجزاتى كه امام مهدى (عج) به هنگام ظهور انجام خواهد داد.
امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد: «هيچ معجزه اى از معجزات انبيا نيست مگر اين كه خداوند آن را به دست حضرت قائم (عج) براى اتمام حجّت، بر دشمنان ظاهر خواهد كرد.».[11]
بنابراين، معجزات آن حضرت به دوره قبل از غيبت و غيبت، ختم نمى شود و به هنگام ظهور نيز آن حضرت براى معرّفى حقانيّت خويش و اتمام حجّت بر دشمنان و منكران، معجزاتى را انجام خواهند داد.

رسول رضوي- مركز مطالعات و پژوهش هاي فرهنگي حوزه علميه

پي نوشتها:

[1] . آلاء الرحمن فى تفسير القرآن، ص 3، (به نقل از: إيضاح المراد فى شرح كشف المراد، ص 345، ربانّى گلپايگانى).
[2] . الحديد: 25.
[3] . بحارالأنوار، ج 11، ص 71.
[4] . الإلهيات من شرح المواقف، تحقيق على ربانى گلپايگانى، ص 132.
[5] . مدينة المعاجز، سيدهاشم بحرانى، ج 8، ص 10 و 26، مؤسسه ى معارف اسلامى، چاپ اوّل، 1416 هـق.
[6] . قصص قرآن يا تاريخ انبياء، هاشم رسولى محلاتى، ج 2، ص 46، انتشارات علميه ى اسلاميه، چاپ پنجم، 1407 هـق.
[7] . تبصرة الولى، سيدهاشم بحرانى، ج 18.
[8] . بحارالأنوار، ج 51، ص 297; اصول كافى، ج 1، ص 519.
[9] . اصول كافى، ج 1، ص 332; مدينة المعاجز، ج 8، ص 71.
[10] . الغيبة، شيخ طوسى، ص 282، مؤسسه ى معارف اسلامى، قم، چاپ اوّل، 1411.
[11] . منتخب الأثر في الإمام الثاني عشر، لطف الله صافى، ص 312، مكتبة الصدر، چاپ سوم.

چهل حديث

قالَ الاِْمامُ الْمَهْدِىُّ(عليه السلام):

1- توجّه امام مهدى(عليه السلام) به شيعيان خويش
«إِنّا غَيْرُ مُهْمِلينَ لِمُراعاتِكُمْ، وَ لا ناسينَ لِذِكْرِكُمْ، وَ لَوْ لا ذلِكَ لَنَزَلَ بِكُمُ اللاَّْواهُ، وَ اصْطَلَمَكُمُ الاَْعْداءُ. فَاتَّقُوا اللّهَ جَلَّ جَلالُهُ وَ ظاهِرُونا.»:
ما در رعايت حال شما كوتاهى نمىكنيم و ياد شما را از خاطر نبرده ايم ، كه اگر جز اين بود گرفتارى ها به شما روى مىآورد و دشمنان، شما را ريشه كن مىكردند. از خدا بترسيد و ما را پشتيبانى كنيد.

2- عمل صالح و تقرّب به اهل بيت(عليهم السلام)
«فَلْيَعْمَلْ كُلُّ امْرِء مِنْكُمْ بِما يُقَرَّبُ بِهِ مِنْ مَحَبَّتِنا، وَلْيَتَجَنَّبْ ما يُدْنيهِ مِنْ كَراهِيَّتِنا وَ سَخَطِنا، فَإِنَّ امْرَأً يَبْغَتُهُ فُجْأَةً حينَ لا تَنْفَعُهُ تَوْبَةٌ، وَ لا يُنْجيهِ مِنْ عِقابِنا نَدَمٌ عَلى حَوْبَة.»:
هر يك از شما بايد به آنچه كه او را به دوستى ما نزديك مىسازد، عمل كند و از آنچه كه خوشايند ما نبوده و خشم ما در آن است، دورى گزيند، زيرا خداوند به طور ناگهانى انسان را مىگيرد، در وقتى كه توبه برايش سودى ندارد و پشيمانى او را از كيفر ما به خاطر گناهش نجات نمىدهد.

3- تسليم در مقابل دستورهاى اهل بيت(عليهم السلام)
«فَاتَّقُوا اللّهَ، وَ سَلِّمُوا لَنا، وَ رُدُّو الاَْمْرَ إِلَيْنا، فَعَلَيْنَا الاِْصْدارُ، كَما كانَ مِنَّا الاِْيرادُ، وَ لا تَحاوَلُوا كَشْفَ ما غُطِّىَ عَنْكُمْ، وَ اجْعَلُوا قَصْدَكُمْ إِلَيْنا بِالْمَوَدَّةِ عَلَى السُّنَّةِ الْواضِحَةِ.»:
از خدا بترسيد و تسليم ما شويد و كارها را به ما واگذاريد، بر ماست كه شما را از سرچشمه، سيراب برگردانيم، چنان كه بردن شما به سرچشمه از ما بود، در پى كشف آنچه از شما پوشيده شده نرويد. مقصد خود را با دوستى ما بر اساس راهى كه روشن است به طرف ما قرار دهيد.

4- تحقّق حتمى حقّ
«أَبَى اللّهُ عَزَّوَجَلَّ لِلْحَقِّ إِلاّ إِتْمامًا وَ لِلْباطِلِ إِلاّ زَهُوقًا، وَ هُوَ شاهِدٌ عَلَىَّ بِما أَذْكُرُهُ.»:
خداوند مقدّر فرموده است كه حقّ به مرحله نهايى و كمال خود برسد و باطل از بين رود، و او بر آنچه بيان نمودم گواه است.

5- خلقت هدفدار و هدايت پايدار
«إِنَّ اللّهَ تَعالى لَمْ يَخْلُقِ الْخَلْقَ عَبَثًا وَ لا أَهْمَلَهُمْ سُدًى بَلْ خَلَقَهُمْ بِقُدْرَتِهِ وَ جَعَلَ لَهُمْ أَسْماعًا وَ أَبْصارًا وَ قُلُوبًا وَ أَلْبابًا ثُمَّ بَعَثَ إِلَيْهِمُ النَّبِيّينَ عَلَيْهِمُ السَّلامُ مُبَشِّرينَ وَ مُنْذِرينَ، يَأْمُرُونَهُمْ بِطاعَتِهِ وَ يَنْهَوْنَهُمْ عَنْ مَعْصِيَتِهِ وَ يُعَرِّفُونَهُمْ ما جَهِلُوهُ مِنْ أَمْرِ خالِقِهِمْ وَ دينِهِمْ وَ أَنـْزَلَ عَلَيْهِمْ كِتابًا، وَ بَعَثَ إِلَيْهِمْ مَلائِكَةً يَأْتينَ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ مَنْ بَعَثَهُمْ إِلَيْهِمْ بِالْفَضْلِ الَّذى جَعَلَهُ لَهُمْ عَلَيْهِمْ.»:
خداوند متعال، خلق را بيهوده نيافريده و آنان را مهمل نگذاشته است، بلكه آنان را به قدرتش آفريده و براى آنها گوش و چشم و دل و عقل قرار داده، آن گاه پيامبران را كه مژده دهنده و ترساننده هستند به سويشان برانگيخت تا به طاعتش دستور دهند و از نافرمانىاش جلوگيرى فرمايند و آنچه را از امر خداوند و دينشان نمىدانند به آنها بفهمانند و بر آنان كتاب فرستاد و به سويشان فرشتگان برانگيخت تا آنها ميان خدا و پيامبران ـ به واسطه تفضّلى كه بر ايشان روا داشته ـ واسطه باشند.

6- ظهور حقّ
«إِذا أَذِنَ اللّهُ لَنا فِى الْقَوْلِ ظَهَرَ الْحَقُّ وَ اضْمَحَلَّ الْباطِلُ، وَ انْحَسَرَ عَنْكُمْ.»:
هرگاه خداوند به ما اجازه دهد كه سخن گوييم، حقّ ظاهر خواهد شد و باطل از ميان خواهد رفت و خفقان از [سرِ] شما برطرف خواهد شد.

7- تفتيش ناروا
«مَنْ بَحَثَ فَقَدْ طَلَبَ، وَ مَنْ طَلَبَ فَقَدْ دَلَّ، وَ مَنْ دَلَّ فَقَدْ أَشاطَ وَ مَنْ أَشاطَ فَقَدْ أَشْرَكَ.»:
حضرت مهدى(عليه السلام) در خصوص كسانى كه در جستجوى او بوده اند تا به حاكم جور تحويلش دهند فرموده است: آن كه بكاود، بجويد و آن كه بجويد دلالت دهد و آن كه دلالت دهد به هدف رسد و هر كه [در مورد من] چنين كند، شرك ورزيده است.

8- ظهور حقّ به اذن حقّ
«فَلا ظُهُورَ إِلاّ بَعْدَ إِذْنِ اللّهِ تَعالى ذِكْرُهُ وَ ذلِكَ بَعْدَ طُولِ الاَْمَدِ وَ قَسْوَةِ الْقُلُوبِ وَ امْتِلاءِ الاَْرْضِ جَوْرًا.»:
ظهورىنيست، مگر به اجازه خداوندمتعال و آن هم پس از زمان طولانى و قساوت دلها و فراگير شدن زمين از جور و ستم.

9- مدّعيان دروغگو
«سَيَأْتى إلى شيعَتى مَنْ يَدَّعِى المُشاهَدَةَ. أَلا فَمَنِ ادَّعَى المُشاهَدَةَ قَبْلَ خُرُوجِ السُّفْيانى وَ الصَّيْحَةِ فَهُوَ كَذّابٌ مُفْتَر وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلاّ بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيم.»:
آگاه باشيد به زودى كسانى ادّعاى مشاهده (نيابت خاصّه) مرا خواهند كرد. آگاه باشيد هر كس قبل از «خروج سفيانى» و شنيدن صداى آسمانى، ادّعاى مشاهده مرا كند دروغگو و افترا زننده است; حركت و نيرويى جز به خداى بزرگ نيست.

10- دنيا در سراشيبى زوال
«إِنَّ الدُّنْيا قَدْ دَنا فَناؤُها وَ زَوالُها وَ أَذِنَتْ بِالْوِداعِ وَ إِنّى أَدْعُوكُمْ إِلَى اللّهِ وَ رَسُولِهِ(صلى الله عليه وآله وسلم) وَ الْعَمَلِ بِكِتابِهِ وَ إِماتَةِ الْباطِلِ وَ إِحْياءِ السُّنَّةِ.»:
دنيا فنا و زوالش نزديك گرديده و در حال وداع است، و من شما را به سوى خدا و پيامبرش ـ كه درود خدا بر او و آلش باد ـ و عمل به قرآنش و ميراندن باطل و زنده كردن سنّت، دعوت مىكنم.

11- ذخيره بزرگ
«أَنَا بَقِيَّةٌ مِنْ آدَمَ وَ ذَخيرَةٌ مِنْ نُوح وَ مُصْطَفى مِنْ إِبْراهيمَ وَ صَفْوَة مِنْ مُحَمَّد(صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِمْ أَجْمَعينَ).»:

من باقيمانده از آدم و ذخيره نوح و برگزيده ابراهيم و خلاصه محمّد (درود خدا بر همگى آنان باد) هستم.

12- حجّت خدا
«زَعَمَتِ الظَّلَمَةُ أَنَّ حُجَّةَ اللّهِ داحِضَةٌ وَ لَوْ أُذِنَ لَنا فِى الْكَلامِ لَزالَ الشَّكُّ.»:

ستمگران پنداشتند كه حجّت خدا از بين رفته است، در حالى كه اگر به ما اجازه سخن گفتن داده مىشد، هر آينه تمام شكّ ها را از بين مىبرديم.

13- عطسه، نشانه سلامت
«أَلا أُبَشِّرُكَ فِى الْعِطاسِ فَقُلْتُ بَلى قالَ: هُوَ أَمانٌ مِنَ الْمَوْتِ ثَلاثَةَ أَيّام.»:
نسيم، خدمتكار حضرت مهدى(عليه السلام) گويد: آن حضرت به من فرمود:آيا تو را در مورد عطسه كردن بشارت دهم؟ گفتم: آرى. فرمود: عطسه، علامتِ امان از مرگ تا سه روز است.

14- نماز، طردكننده شيطان
«ما أُرْغِمَ أَنْفُ الشَّيْطانِ بِشَىْء مِثْلِ الصَّلوةِ، فَصَلِّها وَ أَرْغِمْ أَنْفَ الشَّيْطانِ.»:
هيچ چيز مثل نماز، بينى شيطان را به خاك نمىمالد، پس نماز بخوان و بينى شيطان را به خاك بمال.

15- اذن مالك
«لا يَحِلُّ لاَِحَد أَنْ يَتَصَرَّفَ فى مالِ غَيْرِهِ بِغَيْرِ إِذْنِهِ.»:
تصرّف در مال هيچ كس بدون اجازه او جايز نيست.

16- استعاذه به خدا
«أَعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الْعَمى بَعْدَ الْجَلاءِ وَ مِنَ الضَّلالَهِ بَعْدَ الْهُدى وَ مِنْ مُوبِقاتِ الاَْعْمالِ وَ مُرْدِياتِ الْفِتَنِ.»:
پناه به خدا مىبرم از نابينايى بعد از بينايى و از گمراهى بعد از راهيابى و
از اعمال ناشايسته و فرو افتادن در فتنهها.

17- اسوه هاى حقيقت
«إِنَّ الْحَقَّ مَعَنا وَ فينا، لا يَقُولُ ذلِكَ سِوانا إِلاّ كَذّابٌ مُفْتَر.»:
حقّ با ما و در ميان ماست، كسى جز ما چنين نگويد، مگر آن كه دروغگو و افترا زننده باشد.

18- ظهور فَرَج به اذن خدا
«وَ أَمّا ظُهُورُ الْفَرَجِ فَإِنَّهُ إِلَى اللّهِ عَزَّوَجَلَّ، كَذَبَ الْوَقّاتُونَ. وَ أَمّا قَوْلُ مَنْزَعَمَ أَنَّ الْحُسَيْنَ(عليه السلام) لَمْ يُقْتَلْ، فَكُفْرٌ وَ تَكْذيبٌ وَ ضَلالٌ.»:
امّا ظهور فرج، موكول به اراده خداوند متعال است و هر كس براى ظهور ما وقت تعيين كند دروغگوست. و امّا گفته كسانى كه پنداشته اند امام حسين(عليه السلام) كشته نشده، كفر و دروغ و گمراهى است.

19- شناخت خدا
«إِنَّ اللّهَ تَعالى هُوَ الَّذى خَلَقَ الاَْجْسامَ وَ قَسَّمَ الاَْرْزاقَ لاَِنَّهُ لَيْسَ بِجِسْم وَلا حالّ فىجِسْم«لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىءٌ وَ هُوَالسَّميعُ الْعَليمُ».»:
همانا خداوند متعال، كسى است كه اجسام را آفريده و ارزاق را تقسيم فرموده، او جسم نيست و در جسمى هم حلول نكرده، «چيزى مثل او نيست و شنوا و داناست».

20- ائمّه(عليهم السلام) دست پرورده هاى پروردگار
«إِنَّ اللّه مَعَنا و لا فاقَةَ بِنا إِلى غَيْرِهِ وَ الْحَقَّ مَعَنا فَلَنْ يُوحِشَنا مَنْ قَعَدَ عَنّا وَ نَحْنُ صَنائِعُ رَبِّنا وَ الْخَلْقُ بَعْدُ صَنائِعُنا.»:
خداوند با ماست، و به جز ذات پروردگار به چيزى نياز نداريم، و حقّ با ماست. اگر كسانى با ما نباشند، هرگز در ما وحشتى ايجاد نمىشود، ما دست پرورده هاى پروردگارمان، و مردمان، دستپرورده هاى ما هستند.

21- دانش حقيقى
«أَلْعِلْمُ عِلْمُنا وَ لا شَىْءَ عَلَيْكُمْ مِنْ كُفْرِ مَنْ كَفَرَ.»:
دانش، دانشِ ماست، از كفرِ كافر، گزندى بر شما نيست.

22- اتّفاق و وفاى به عهد
«لَوْ أَنَّ أَشْياعَنا وَفَّقَهُمُ اللّهُ لِطاعَتِهِ عَلَى اجْتِماع مِنَ الْقُلُوبِ فِى الْوَفاءِ بِالْعَهْدِ عَلَيْهِمْ لَما تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الُْيمْنُ بِلِقائِنا وَ لَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعادَةُ بِمُشاهَدَتِنا.»:
اگر شيعيان ما ـ كه خداوند آنها را به طاعت و بندگى خويش موفّق بدارد ـ در وفاى به عهد و پيمان الهى اتّحاد واتّفاق مىداشتند و عهد و پيمان را محترم مىشمردند، سعادت ديدار ما به تأخير نمىافتاد و زودتر به سعادت ديدار ما نائل مىشدند.

23- پيروان نادان
«قَدْ آذانا جُهَلاءُ الشّيعَةِ وَ حُمَقاؤُهُمْ، وَ مَنْ دينُهُ جَناحُ الْبَعُوضَةِ أَرْجَحُ مِنْهُ.»:
حضرت مهدى(عليه السلام) به محمّد بن على بن هلال كرخى فرموده اند :نادانان و كمخردان شيعه و كسانى كه بال پشه از ديندارى آنان محكمتر است، ما را آزردند.

24- بيزارى از غاليان
«أَنـَا بَرىءٌ إِلَىاللّهِ وَ إِلىرَسُولِهِ مِمَّنْ يَقُولُ إِنّا نَعْلَمُ الْغَيْبَ وَ نُشارِكُهُ فىمُلْكِهِ أَوْ يُحِلُّنا مَحَلاًّ سِوَى الَْمحَلِّ الَّذى رَضِيَهُ اللّهُ لَنا.»:
من از افرادى كه مىگويند: ما اهل بيت [مستقلاًّ از پيش خود و بدون دريافت از جانب خداوند] غيب مىدانيم و در سلطنت و آفرينش موجودات با خدا شريكيم، ما را از مقامى كه خداوند براى ما پسنديده بالاتر مىبرند، نزد خدا و رسولش، بيزارى مىجويم.

25- سجده شكر
«سَجْدَةُ الشُّكْرِ مِنْ أَلْزَمِ السُّنَنِ وَ أَوْجَبِها.»:
سجده شكر از لازمترين و واجبترين مستحبّات است.

26- فضيلت تعقيبات نماز
«إِنَّ فَضْلَ الدُّعاءِ وَ التَّسْبيحِ بَعْدَ الْفَرائِضِ عَلَى الدُّعاءِ بِعَقيبِ النَّوافِلِ كَفَضْلِ الْفَرائِضِ عَلَى النَّوافِلِ.»:
فضيلت دعا و تسبيح بعد از نمازهاى واجب در مقايسه با دعا و تسبيح پس از نمازهاى مستحبى، مانند فضيلت واجبات بر مستحبّات است.

27- سجده، مخصوص خداست
«فَأَمّا السُّجُودُ عَلَى الْقَبْرِ فَلا يَجُوزُ.»:
سجده بر قبر جايز نيست.

28- راه اندازى كار مردم
«أَرْخِصْ نَفْسَكَ وَ اجْعَلْ مَجْلِسَكَ فِىَ الدِّهْليزِ وَ اقْضِ حَوائِجَ النّاسِ.»:
خودت را [براى خدمت] در اختيار مردم بگذار، و محلّ نشستن خويش را درِ ورودى خانه قرار بده، و حوائج مردم را برآور.

29- امنيّت بخش زمين
«إِنّى أَمانٌ لاَِهْلِ الاَْرْضِ كَما أَنَّ النُّجُومَ أَمانٌ لاَِهْلِ السَّماءِ.»:
وجود من براى اهل زمين، سبب امان و آسايش است، همچنان كه ستارگان سبب امان آسماناند.

30- رجوع به راويان حديث
«وَ أَمَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَةُ فَارْجِعُوا فيها إِلى رُواةِ حَديثِنا فَإِنَّهُمْ حُجَّتى عَلَيْكُم وَ أَنـَا حُجَّةُاللّهِ عَلَيْهِمْ.»:
در پيشامدهاى مهمّ اجتماعى به راويان حديث ما مراجعه كنيد، زيرا كه آنان حجّت من بر شما هستند و من هم حجّت خدا بر آنان هستم.

31- مطاع، نه مطيع كسى
«إِنَّهُ لَمْ يَكُنْ أَحَدٌ مِنْ آبائى إِلاّ وَقَدْ وَقَعَتْ فى عُنُقِهِ بَيْعَةٌ لِطاغِيَةِ زَمانِهِ وَ إِنّى أَخْرُجُ حينَ أَخْرُجُ وَ لا بَيْعَةَ لاَِحَد مِنَ الطَّواغيتِ فى عُنُقى.»:
هريك از پدرانم بيعت يكى از طاغوت هاى زمان به گردنشان بود، ولى من در حالى قيام خواهم كرد كه بيعت هيچ طاغوتى به گردنم نباشد.

32- آفتاب پشت ابر
«وَ أَمّا وَجْهُ الاِْنْتِفاعِ بى فى غَيْبَتى فَكَالاِْنْتِفاعِ بِالشَّمْسِ إِذا غَيَّبَها عَنِ الاَْبْصارِ السَّحابُ.»:
كيفيّت بهره ورى از من در دوران غيبت، مانند كيفيّت بهره ورى از آفتاب است هنگامى كه ابر آن را از چشم ها پنهان سازد.

33- سبقت اراده خدا بر همه چيز
«وَ لكِنَّ اَقْدارَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ لاتُغالَبُ، وَ إِرادَتُهُ لاتُرَدُّ، وَ تَوْفيقُهُ لايُسْبَقُبه »:
راستى كه مقدّرات خداوند متعال، مغلوب نشود و اراده الهى مردود نگردد و چيزى بر توفيق او پيشى نگيرد.

34- علّت اصلى غيبت امام(عليه السلام)
«وَ أَمّا عِلَّةُ ما وَقَعَ مِنَ الْغَيْبَةِ، فَإِنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ قالَ: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَسْأَلُوا عَنْ أَشْياءَ إِنْ تُبْدَلَكُمْ تَسُؤْكُمْ.»:
امّا علّت و فلسفه آنچه از دوران غيبت اتّفاق افتاده [كه درك آن براى شما سنگين است] آن است كه خداوند در قرآن فرموده: «اى مؤمنان از چيزهايى نپرسيد كه اگر آشكارتان شود، بدتان آيد».

35- آگاهى هاى امام(عليه السلام)
«إِنّا يُحيطُ عِلْمُنا بِأَنْبائِكُمْ، وَ لا يَعْزُبُ عَنّا شَىْءٌ مِنْ أَخْبارِكُمْ.»:
علم و دانش ما به خبرهاى شما احاطه دارد و چيزى از اخبار شما بر ما پوشيده نمىماند.

36- دعاى فراوان
«أَكْثِرُو الدُّعاءَ بِتَعْجيلِ الْفَرَجِ فَإِنَّ ذلِكَ فَرَجُكُمْ.»:
براى تعجيل فَرَج زياد دعا كنيد، زيرا همين دعا كردن، فَرَج و گشايش شماست.

37- سؤال نامطلوب
«فَأَغْلِقُوا أَبْوابَ السُّؤالِ عَمّا لا يَعْنيكُمْ.»:
درهاى سؤال را از آنچه كه مطلوب شما نيست ببنديد.

38- آخرين اوصيا
«أَنَا خاتَمُ الأَوْصِياءِ وَ بى يَدْفَعُ اللّهُ الْبَلاءَ عَنْ أَهْلى وَ شيعَتى.»:
من آخرين نفر از اوصيا هستم، خداوند به وسيله من بلا را از خانواده و شيعيانم برطرف مىگرداند.

39- حجّت خدا در زمين
«إَنَّ الاَْرْضَ لا تَخْلُوا مِنْ حُجَّة إِمّا ظاهِرًا وَ إِمّا مَغْمُورًا.»:
زمين خالى از حجّت خدا نيست، يا آشكار است و يا نهان.

40- علمدار هدايت در هر زمان
«كُلَّما غابَ عَلَمٌ بَدا عَلَمٌ، وَ إِذا أَفَلَ نَجْمٌ طَلَعَ نَجْمٌ.»:
هرگاه عَلَم و نشانه اى پنهان شود، عَلَم ديگرى آشكارگردد، و هر زمان كه ستاره اى افول كند، ستاره اى ديگر طلوع نمايد.

نماز امام زمان ‏عليه‏السلام  
چون نماز بهترين عبادات و كليد حل مشكلات است، بر آن شدم كه سرآغاز تحقيقاتم را نماز امام زمان‏عليه‏السلام قرار دهم. اين نماز را علماى بزرگ شيعه در كتابهاى خود روايت كرده‏اند كه ما در اينجا به چهار طريق آن را نقل مى‏كنيم:  

الف - سيدبن طاووس مى‏نويسد:
"صلوة الحجّة القائم‏عليه‏السلام ركعتان، تقرء فى كلّ ركعة الفاتحة الى اِيّاكَ نعبد وايّاك نستعين، ثمّ تقول مأة مرّة: ايّاك نَعبد و ايّاك نستعينُ، ثمّ تتمّ قرائة الفاتحة و تقرء بعدها الاخلاص مرّة واحدة، وتدعو عقيبها فتقول:

اَللّهُمَّ عَظُمَ الْبَلاءُ، و بَرِحَ الْخِفاءُ، وَانْكَشَفَ الْغِطاءُ، وَضاقَتِ الْأَرْضُ بِما وَسِعَتِ السَّماءُ، و اِلَيْكَ يا رَبِّ الْمُشْتَكى، وَعَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فى الشِّدَّةِ وَالرَّخاءِ، اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ اَلَّذينَ أَمَرْتَنا بِطاعَتِهِمْ وَعَجِّلِ اللّهُمَّ فَرَجَهُمْ بِقائِمِهِمْ، وَاَظْهِرْ إعْزازَهُ، يا مُحَمَّدُ يا عَلِيُّ يا عَلِيُّ يا مُحَمَّدُ، إِكْفِيانِي فَإِنَّكُما كافِيايَ، يا مُحَمَّدُ يا عَلِيُّ يا عَلِيُّ يا مُحَمَّدُ أُنْصُراني فَإِنَّكُما ناصِرايَ، يا مُحَمَّدُ يا عَلِيُّ يا عَلِيُّ يا مُحَمَّدُ، اِحْفَظاني فَإِنَّكُما حافِظايَ، يا مَوْلايَ يا صاحِبَ الزَّمانِ - ثلاث مرّات - اَلْغَوْثَ اَلْغَوْثَ اَلْغَوْثَ، أَدْرِكْني أَدْرِكْني أَدْرِكْني، ألْأَمانَ ألْأَمانَ [2]

نماز حضرت قائم‏عليه‏السلام دو ركعت است. در هر ركعت فاتحة الكتاب را تا آية "إِيّاكَ نَعْبُدُ وَإِيّاكَ نَسْتَعينُ" مى‏خوانى، سپس اين آيه را صد مرتبه تكرار كرده، آنگاه سوره را تمام مى‏كنى و بعد سوره توحيد را مى‏خوانى و بعد از نماز دعاى "اللهم عظم البلاء..."  را قرائت مى‏نمايى.

ب - "شيخ طبرسى" صاحب "تفسير مجمع البيان" در كتاب "كنوز النجاح"ه[3] ( روايت كرده است از "احمدبن الدربى" از خدّامه ابى عبداللَّه "حسين‏بن محمد بزوفرى" كه او گفته است: از ناحيه مقدّسه حضرت صاحب الزمان - عليه الصلوة والسلام - توقيعى بيرون آمد كه اگر كسى را به سوى حق تعالى حاجتى باشد، بايد بعد از نصف شب جمعه غسل كند و به مكان نماز خود برود و دو ركعت نماز گزارد: در ركعت اول سوره حمد را بخواند و چون به "إِيّاكَ نَعْبُدُ وَإِيّاكَ نَسْتَعين" مى‏رسد، صد مرتبه آن را تكرار نمايد و بعد از آنكه صد مرتبه تمام شود، بقيه سوره حمد را بخواند؛ پس از تمام شدن سوره حمد سوره "قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدْ" را يك مرتبه بخواند و ركوع و دو سجده به جا آورد و "سبحان ربّي العظيم وبحمده" را هفت مرتبه در ركوع بگويد و "سبحان ربى الاعلى و بحمده" رادر هر يك از دو سجده هفت مرتبه بگويد و بعد از آن ركعت دوم را نيز مانند ركعت اول به جاى آورد و بعد از تمام شدن نماز اين دعا را بخواند؛ پس خداوند حاجت او را - هر چه كه باشد - برآورده سازد مگر آنكه حاجت او در قطع كردن صله رحم باشد؛ دعا اين است:

"أَللّهُمَّ اِنْ اَطَعْتُكَ فَالْ'مَحْمِدَةُ لَكَ وَاِنْ عَصَيْتُكَ فَالْحُجَّةُ لَكَ، مِنْكَ الرَّوْحُ وَمِنْكَ الْفَرَجُ، سُبْحانَ مَنْ أَنْعَمَ وَشَكَرَ، سُبْحانَ مَنْ قَدَرَ وَغَفَرَ، اَللّهُمَّ اِنْ كُنْتُ عَصَيْتُكَ فَاِنّي قَدْ اَطَعْتُكَ في أَحَبِّ الْاَشْياءِ اِلَيْكَ وَهُوَ الْايمانُ بِكَ لَمْ أَتَّخِذْ لَكَ وَلَدا وَلَمْ أَدْعُ لَكَ شَريكا مَنّا مِنْكَ بِهِ عَلَىَّ لامَنّا مِنّى بِهِ عَلَيْكَ وَقَدْ عَصَيْتُكَ يا اِلهي عَلى غَيْرِ وَجْهِ الْ'مُكابَرَةِ، وَ الْخُرُوجِ عَنْ عُبُودِيَّتِكَ، وَلَا الْجُحُودِ لِرُبُوبِيَّ-تِ-كَ وَلكِنْ اَطَعْتُ هَواىَ وَاَزَلَّنِي الشَّيْطانُ فَلَكَ الْحُجَّةُ عَلىَّ وَالْبَيانُ، فَاِنْ تُعَذِّبْني فَبِذُنُوبي، وَاِنْ تَغْفِرْ لي وَتَرْحَمْني فَاِنَّكَ جَوادٌ كَريمٌ) و بعد از آن تا نفس او وفا كند "يا كَريمُ يا كَريمُ" را مكرّر بگويد، بعد از آن بگويد: "يا امِنا مِنْ كُلِّ شَي‏ءٍ وَكُلُّ شَىْ‏غ‏ءٍ مِنْكَ خائِفٌ حَذَرٌ اَسْئَلُكَ بِاَمْنِكَ مِنْ كُلِّ شَىْ‏غ‏ءٍ وَخَوْفِ كُلِّ شَيْ‏ءٍ مِنْكَ، اَنْ تُصَلِّيَ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تُعْطِيَني اَمانا لِنَفْسي وَاَهْلي وَوَلَدي وَسايِرِ ما اَنْعَمْتَ بِهِ عَلَيَّ حَتّى لا أَخافَ وَلا اَحْذَرَ مِنْ شَيْ‏ءٍ اَبَدَا اِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ، وَحَسْبُنا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكيلُ

يا كافِيَ اِبْراهيمَ نَمْرُودَ وَيا كافِيَ مُوسى فِرْعَوْنَ اَنْ تُصَلِّيَ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تَكْفِيَني شَرَّ فُلانِ بْنِ فُلانٍ" و به جاى فلان‏بن فلان، نام شخصى را كه از ضرر او مى‏ترسد و نام پدر او را بگويد، و از خداوند طلب كند كه ضرر او را دفع نمايد و كفايت كند. بعد از آن به سجده رود و حاجت خود را مسئلت نمايد وبه درگاه خداوند تضرع و زارى كند.

هر مرد مؤمن و زن مؤمنه‏اى كه اين نماز را به جا آورد و اين دعا را از روى اخلاص بخواند، درهاى آسمان براى برآمدن حاجات او گشوده مى‏شود و دعاى او مستجاب مى‏گردد، و اين به سبب فضل و انعام [4] خداوند تعالى بر ما و بر مردمان است.

ج - قطب راوندى‏رحمةاللَّه در كتاب "دعوات" در ضمن نمازهاى معصومين‏عليهم‏السلام مى‏گويد:
نماز مهدى - صلوات‏اللَّه و سلامه عليه - دو ركعت است: در هر ركعتى حمد يك مرتبه و صد مرتبه [5] "إِيّاكَ نَعْبُدُ وَإِيّاكَ نَسْتَعين"، و بعد از نماز، صد مرتبه صلوات بر پيغمبر و آل او (صلوات اللَّه عليهم).

د - صاحب كتاب "مونس‏الحزين" در ضمن بيان داستان مسجد مقدّس جمكران قم، از قول حسن‏بن مثله جمكرانى چنين مى‏نويسد:

امام زمان‏عليه‏السلام فرمود:
دو ركعت نماز تحيّت مسجد بگزارند، در هر ركعتى يك بار "الحمد" و هفت بار "قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدْ" بخواند و تسبيح ركوع و سجود را هفت بار بگويند؛ و دو ركعت نماز امام صاحب الزمان‏عليه‏السلام بگزارند بر اين نسق: چون فاتحه خواند به "إِيّاكَ نَعْبُدُ وَإِيّاكَ نَسْتَعين" رسيد، صد بار آن را بگويد، و بعد از آن فاتحه را تا آخر بخواند؛ و ركعت دوم را نيز به همين طريق بگزارد و در ركوع و سجود هفت بار تسبيح بگويد، و چون نماز را تمام كرد، تهليل بگويد و تسبيح فاطمه زهراعليهاالسلام را، و چون از تسبيح فارغ شد سر به سجده نهد و صد بار صلوات بر پيغمبر و آلش - صلوات اللَّه عليهم - بفرستد، و اين نقل از لفظ مبارك امام‏عليه‏السلام است كه "فَمَن صلّيهما فكأنّما صلّى فى البيت العتيق"؛ يعنى هر كه اين دو ركعت نماز را بگزارد، گويى دو ركعت نماز در كعبه گزارده است.

نماز مسجد جمكران را مرحوم حاجى نورى -كه از بزرگترين محدّثان قرون اخير است[6]  

[7] ((-  در كتابهاى "نجم الثاقب"، "كلمه طيبه" و "جنة المأوى" در ضمن حديث تأسيس مسجد جمكران نقل نموده است، و قبل از ايشان هم جمعى از بزرگان آن را با اختلاف اندك روايت كرده‏اند كه عبارتند از:

1 -  خبير مرحوم "محمد تقى ارباب قمى"، از دانشمندان دوره ناصرى (پدر مرحوم آيت اللَّه حاج ميرزا محمد ارباب قمى)؛ ايشان حديث مسجد جمكران را در كتاب "تاريخ دارالايمان قم" -كه در سال ( 1295)[8]   قمرى بنا به خواسته حاكم دارالايمان قم تحرير يافته است- بدون ذكر سند مرقوم داشته است.

در نقل ايشان، اين مسجد به نام مسجد قدمگاه صاحب الزمان‏عليه‏السلام مطرح است.

2 - محدّث و مورخ عظيم الشأن، مرحوم "صفى الدين محمدبن محمد هاشم حسينى قمى"، حديث تأسيس مسجد جمكران را در كتاب "خلاصة البلدان" كه در سال ( 1179) قمرى از تدوين آن فارغ گرديده، روايت [9] نموده است؛

گرچه در نسخه چاپى، اين حديث نيامده، ولى طبق نقل الذريعه نام كتاب "خلاصة البلدان فى اخبار قم و شرفها و ذكر بناء مسجد جمكران" است، و صاحب كتاب "انوار المشعشعين" آن را از خلاصة البلدان نقل كرده است.

3 - مرحوم سيد نعمت‏اللَّه جزائرى - متوفاى ( 1112) قمرى - بنا به نقل مرحوم حاجى نورى، آن را در مجموعه‏اى كه در دست مرحوم نورى بوده، مرقوم داشته است.[10]

نقل ديگران چون مرحوم نهاوندى، محدث قمى و صاحب كتاب انوارالمشعشعين به اين بزرگواران منتهى مى‏گردد.

اين تذكر لازم است كه گزارش اين سه شخصيّت به كتاب ترجمه تاريخ قديمى قم، كه اصل آن تأليف حسن‏بن محمدبن حسن قمى - معاصر شيخ صدوق - است، منتهى مى‏گردد. اين كتاب در سال ( 1378) قمرى تدوين و در سال ( 806 - 805 ) توسط بهاءالدين حسن‏بن على‏بن حسن‏بن عبدالملك قمى، در بيست باب، به فارسى ترجمه شده است.[11]  

متأسّفانه در حال حاضر تنها پنج باب از بيست باب ترجمه موجود است، و اصلِ عربى و مابقى ترجمه به كلّى مفقود مى‏باشد.

بزرگانى كه حديث مسجد جمكران را از تاريخ قم نقل كرده‏اند به صراحت گفته‏اند كه صاحب تاريخ قم، آن را از كتاب "مونس‏الحزين" شيخ بزرگوار صدوق روايت نموده است.

حسين كريمى قمى

پي نوشتها:

[2] ألْأَمانَ". جمال الاسبوع، ص  181 الانوار ج  88ص.191

[3]  از كتاب (الذريعة ··· ) استفاده مي شود كه كتاب كنوز النجاح نزد حاجي نوري بوده است، ولي در حال حاضر از وجود ان اثري نيست·

[4] (نجم الثاقب، ).215

[5] دعوات قطب راوندى89، ص.

[6] حاج ميرزا حسين‏بن محمد تقى نورى طبرسى از اكابر علماى اماميه است. وى در سال  1320قمرى در سن  66سالگى [6][6] در نجف اشرف وفات نمود.  

[7] ((كتاب نجم الثاقب از كتابهاى معروف مرحوم نورى است. وى آن را به دستور ميرزاى بزرگ شيرازى تأليف كرده و در سال  1302قمرى آن را به اتمام رسانده است.

[8] رجوع شود به كتاب تاريخ دارالايمان قم، چاپ حكمت، قم، مهرماه  1353ش، به كوشش مدرسى طباطبائى.

[9] رجوع شود به كتاب الذريعه، ج  7ص  216و خلاصة البلدان چاپ حكمت قم، به كوشش مدرسى طباطبائى، سال  1396ق.

[10] جنة المأوى، حاجى نورى، ص  230 بحار الانوار، و ص  461كلمه طيّبه.  

[11] مقدمه كتاب تاريخ قم، مترجم، ص 3.

دعاهايي كه توصيه شده خوانده شود بخصوص شب و روز ميلاد امام زمان (عج )

1-  دعاي عظم البلاء كه باخواندن آن از امام زمان ياري مي طلبيم ( يا مولاي يا صاحب الزمان الغوث – ادركني –الامان )

2- دعاي اللهم عرفني نفسك ... كه براي شناخت و معرفت كامل از طريق صفات و خصايص كه مخصوص آن حضرت است مي خوانند

3- خواندن دعاي : يا ا... يا رحمان يارحيم يا مقلب القلوب ثبت قلبي علي دينك

4 – دعاي استغاثه به امام زمان (ع) : سلام ا... الكامل التام الشامل العام صلواته الدائم و بركاته القائم 

5 – دعاي عهد كه بر سر امام زمان ارواحنا فداء سزاوار است بخواند و با مولاي خود ميثاق و بيعت خود را تازه گرداند و قلبا ، لسانا  جانا و مالا اظهار خدمت نمايند تا امام زمان هم به امورات او توجه نمايد ( اللهم رب النور العظيم  )

6 – ريارت آل ياسين كه توسلي است به امام زمان (ع) 

7 – دعاي اللهم كن لوليك الحجه ابن الحسن مهدي (ع)

8 – دعاي توسل